تقيهء او جايز بوده چون ضررى بر امام يا اساس اسلام و شيعه نبود زيرا با تبرّى او از على عليه السلام كه آنگاه در حيات نبود جان امام را به خطر نمىافكند ليكن حاضر نشد اهانتى به مقام ولايت كرده باشد .
اين حديث از نظر سند چندان اعتبارى ندارد زيرا « زكرياى مؤمن » و « عبدالله اسد » و « عبدالله عطاء » در سلسلهء ناقلين آن قرار دارند كه وثاقتشان براى ما معلوم نشده است . ليكن با روح ساير روايات موافق مىباشد .
رواياتى كه دربارهء معلى بن خنيس و هشام بن حكم وارد شده است و آنها را و اصل به بهشت معرفى مىكند نيز اين مطلب را تأييد مىكند چنان كه روايات مربوط به ميثم تماّر و سعيد بن جبير نيز شايد همين طور باشد .
و بهرحال آنكه تقيه نكند بخاطر آن جانفشانى و اخلاص به بهشت ميرود ولى آنكه در آن شرايط تقيه كند دو چندان اجر مىبرد كه هم خود را براى خدمات آينده حفظ كرده و هم امام ( ع ) را در تنگنا قرار نداده است .
امام صادق عليه السلام فرمود : « مثل ابوطالب پدر حضرت امير عليه السلام مثل اصحاب كهف است كه ايمان خود را نهان كرده و تظاهر به شرك نمودند و خداوند هم دو چندان اجرشان داد » . « 1 » امام صادق عليه السلام دربارهء آيه قرآن .
اولئك يؤتون اجرهم مرتين « 2 »
فرمود : « يعنى به صبرى كه بر تقيه نمودند دو برابر اجر مىبرند . » « 3 » و اگر جان شخص ديگرى به خطر افتد تقيّه واجب و ترك آن حرام
هامش
( 1 ) - 29 / 1 امر و نهى وسايل ج 11 .
( 2 ) - اينها اجرشان را دو مرتبه داده مىشوند قصص آيهء 54 .
( 3 ) - 26 / 1 امر و نهى وسايل ج 11 .