به مقتضاى احاديثى كه گذشت مىتوان گفت در برخى شرايط براى عالم مذهبى حتّى تظاهر به همكارى با دشمن نيز حرام است . نظرم مىآيد ناصر خسرو علوى در سياحتنامهء خود داستانى نقل مىكند كه در سياحت خود گرفتار تقيه شد و بر خلاف اسلام سخن گفت و بعدا كار خود را با تقيه توجيه مىكرد . امّا بايد ديد آيا اين كار از يك نفر اديب كه نفوذ كلمه دارد جايز است ؟ !
ضمناً بايد به اين نكته توجه داشت كه تقيه در فتوى كه نوعا ائمّه عليهم السلام به آن مبتلا بودند و گاهى نمىتوانستند حقيقت احكام اسلام را بگويند و طبق نظر فقهاء عامه سخن مىگفتند با مطلب ما فرق دارد . آنجا تقيه در احكام فرعى اسلام بوده است نه در مسايل اساسى اسلام .
در مسئلهء « امامت » كه با خلفاء نزاع داشتند هيچ گاه نمىگفتند ما امام نيستيم و يا كار ما در اسلام فقط تبليغ است نه امامت ، بلكه مىگفتند ما د راين زمانها قيام نمىكنيم ، وقت ما نرسيده است .
2 - / مواردى كه خون مسلمانى در معرض خطر قرار گرفته است « تقيه » ممنوع شده است . جملهاى كه بهانه به دست دشمن دهد و جان مسلمانى بدين جهت در معرض خطر قرار گيرد حرام است .
چنان كه اگر جان مسلمانى در معرض خطر باشد بايد براى نجات او اقدام كرد . هر چند اين اقدام خطرى در بر داشته باشد . تنها تصور مجوز سكوت در مورد دوّم ، و سخن گفتن در مورد اول ، قانون « تقيه » است ، ليكن تقيّه در اين گونه موارد لغو و غير قانونى اعلام شده است و مجوز نمىباشد .
امام باقر عليه السلام مىفرمايد : « تقيه براى اين وضع شده كه خون حفظ شود ،
نگاهى به سيستم سياسى اسلام (فارسى) — صفحة 39
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٣٩