نقيض موجبهى كليه ، سالبهى جزئيه است . و اگر قضيه موجهه باشد ، بايد جهتش را هم برداريم . مثلًا نقيض ضروريهى مطلقه ، ممكنهى عامه است : نقيض كل انسان حيوان بالضروره ، بعض الانسان ليس به حيوان بالامكان مىباشد .
اقسام تغاير
تناقض يكى از انواع تغاير است . تغاير كلّاً سه قسم است .
هر دو چيزى كه تصور مىكنيم اگر حمل يكى بر ديگرى صحيح باشد ، متحدان ناميده مىشود . مثل حسن قائم است ، و گرنه متغايران هستند كه بر سه قسمند :
1 - تغاير تماثلى : نسبت ميان دو چيزى كه در ماهيت و ذات اتحاد دارند ؛ ليكن اجتماع آنها در مكان واحدى امكانپذير نباشد ، چون زيد و عمرو ، و همين طور هر دو جسم ديگرى كه چون جسم هستند و مكان جداگانهاى مىخواهند ، نمىتوانند مكان واحدى داشته باشند ، و هر يك مكان جداگانهاى مىخواهند .
2 - تغاير تخالفى : نسبت ميان دو چيزى كه ذاتاً مختلفاند ؛ ليكن امكان اجتماع دارند چون شيرينى و سفيدى .
3 - تغاير تقابلى : نسبت ميان دو چيزى كه ذاتاً مختلفاند و هم اجتماعشان غير ممكن باشد .
و اين تغاير تقابلى چهار قسم است :
1 - تقابل تضايف : نسبت ميان دو چيزى كه تصور يكى متوقف بر تصور ديگرى باشد ؛ مثل پدر و فرزندى .
2 - تقابل تضاد : نسبت ميان دو امر وجودى كه ميانشان كمال جدائى و تباين است ؛ ولى تحت يك جنس نزديك واردند و