تكليف انجام مىدهند كه به جهنم نروند ، نمىدانند كه دين خوشبختى دنيا و آخرت است .
مردم نظرشان درباره وظائف دين فقط اسقاط تكليف است و همين كه كوچكترين راه فرار پيدا كنند فورا آرامش وجدان پيدا مىكنند ، يا صحيحتر يا به تعبير ديگر به زور به خودشان آرامش وجدان را تلقين مىكنند و به خود مىقبولانند كه تكليف ساقط شده است و اين است كه به صرف القاء شك و شبههاى سست مىشوند و كنار مىروند .
اين هم از كوته فكرى بيشتر مردم دربارهء دين است كه تصور مىكنند دين تنها قوانين مربوط به آخرت است . و اين البته يك تفكر مسيحى است كه در اسلام وارد شده و دين را مخصوص به گوشه مسجد و كليسا دانستهاند و به قول يكى از نويسندگان خودمان در مقالهاى - 8 سال پيش - به زودى علماء اسلام بايد همچون كشيشان و پاپ بدانند كه دين مخصوص به آخرت است و مسجد و عبادات . . .
و شايد رسالههائى هم كه احيانا منتشر مىشده و تنها قسمتى از احكام اسلام را داشته است اين طرز تفكر را در ميان مردم رسوخ داده است .
و حتما عذر صاحبان اين رسالهها اين بوده كه مردم مسائل ديگر را نمىخواهند و عمل نمىكنند ولى مردم بايد به قوانين اسلام آشنا باشند هر چند عمل نكنند و فقهاء قديم نيز همه مسائل را مىنوشتند ، چنان كه قبلا مسايل مربوط به بردگى هم دركتب فقهيه ذكر مىشده است .
به هر حال در كارهاى دينى كه كمى مشكل باشد بيشتر مردم
مقدمه اى بر امامت (فارسى) — صفحة 95
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٩٥