تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
چرا ؟ با اين كه هر كسى نماز خودش را مىخواند . قرآن در باب وضو مىگويد :
فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ
« 1 » هم « اغسلوا » جمع است و هم « وجوهكم » ، يعنى هر كسى صورت خودش را بشويد ، ولى در
« أَقِيمُوا الصَّلاةَ »
« صلوة » مفرد است ، با اين كه هر كس نماز خودش را مىخواند . اين وحدت صلوة ، اشاره است به وحدت هدف مطلوب . « الف لام » كه در اوّل « صلوة » آمده « ال » تعريف است و نشاندهندهء اين است كه : نمازى را كه ما مىگوييم به پاى داريد نمازى است كه در فطرت شما معروف و شناخته شده است . 2 - نكتهء ديگر در آيه اين است كه فرمود :
« أَقِيمُوا »
و نفرمود : « اقرؤوا » فرمود : « به پاى داريد و نفرمود : قرائت كنيد . » اقامه ، غير از قرائت است . اقامه به معناى اراده ، شروع ، نهضت و مطلق اشتغال مىآيد . و همهء اينها ممكن است در « اقيموا » منظور باشد . در آيهء ديگر مىفرمايد :
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ
« 2 » معمولا ترجمه مىشود به اين كه : « نماز بخوان و قربانى كن » . ولى در روايات مىبينيم كه
« وَ انْحَرْ »
را به دو معنا تفسير كرده‌اند : يكى قربانى كن و ديگر ، موقعى كه در نماز تكبير مىگويى دستت را تا گودى گلويت بالا ببر ، هر دو به معناى نحر است . وانحر ، يعنى « ارفع يدك الى النّحر » يا به معناى : « اوصل السكّين الى النّحر » و شايد هر دو معنى منظور قرآن باشد . چنين كلمات گويايى با اين همه نكته‌هايى كه در آن نهفته ، در غير قرآن يافت نمىشود . يا اگر باشد بسيار كم است . گاهى در زبان فارسى ، آن هم نه زبان عمومى ، بلكه زبان بزمى يا مدحى ، ممكن است چنين كلمات گويايى پيدا شود . مانند اين بيت ناصر الدين شاه كه گفت :
دى دريا ديه شير بود ديديم * آن را بريختيم و از آن هم گريختيم
يا در زبان عربى مثل شعر اين شاعر : اىّ المكان تروم ، ثمّ من الذى تمضى له ،
هامش
( 1 ) - المائدهء / 6 . ( 2 ) - كوثر / 2 .