شود . ولى چون براى هدايت عالم بشريّت است . پيامبر تبليغ خود را از آن طرف دنيا شروع كند . تبليغ هم ، ابتدا بايد از همان محيطى كه قرآن نازل شده است ، باشد .
براى همين خدا از ابتدا امر به « انذار عشيرهء » پيامبر مىكند :
« وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ »
. « 1 » اگر بخواهد در محل و محيط نزول قرآن صحبتى و تبليغى نشود و ابتداءا پيامبر تبليغ خود را ، مثلا از انگلستان شروع كند ، با اين كه خود پيامبر در مكه است ، خود اين كار سؤال برانگيز است و انسان را به شك مىاندازد . پس چون اوّل بايد به تبليغ محيط خود بپردازد ، بايد با زبان آن محيط صحبت كند . و زبان اهل مكه هم چون عربى بوده لذا به همان زبان تبليغ فرمودهاند .
البته جوابهاى ديگر هم دادهاند ، از جمله اين كه « از نظر ادبى خصوصياتى كه در زبان عرب وجود دارد ، در هيچ زبان ديگرى وجود ندارد » .
ولى اين ادّعا ، محل بحث و اشكال است . چون بايد كسانى اين ادّعا را بكنند كه با ديگر زبانهاى اصيل دنيا آشنايى كامل داشته باشند . البته زبان انگليسى قانونمندى منظمى ندارد ، ولى دربارهء زبان فرانسوى مىگويند قوانين كاملى دارد .
حتى بعضيها مدّعى هستند كه ادبيات زبان فارسى بيشتر از ادبيات زبان عربى قانونمندى دارد . گر چه به نظر نگارنده مراد از عربى بودن قرآن ، زبان عربى بودن آن نيست ، بلكه منظور زبان گويا و روشن آن است ، و اگر منظور اين باشد كه قرآن به زبان عربى است گفتيم كه عربى مبين است ، يعنى عربىاى كه تمام حروف و كلماتش گوياست . در اين جا نمونهاى از گويايى قرآن را ذكر مىكنيم :
در
أَقِيمُوا الصَّلاةَ
كه ما در ترجمهء آن مىگوييم ، « يعنى نماز بخوان » نكاتى وجود دارد كه قابل دقت است .
1 -
« أَقِيمُوا »
به صيغهء جمع آورده شده است ، ولى
« الصَّلاةَ »
را به صيغهء مفرد ،
هامش
( 1 ) - الشعراء / 214 .