تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديث لو لا فاطمه ... (فارسى) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
اصفهانى در « حلية الاولياء » ، ج 1 ، ص 355 ، سبط بن جوزى در « تذكره » ، ص 182 ، ابن ابى الحديد در « شرح نهج البلاغه » ، ج 6 ، 130 ، ابن عبدربه در « عقد الفريد » ، ج 2 ، ص 158 و ابن حجر در « صواعق » ، ص 75 و 87 و 90 و . . . و بسيارى ديگر از علماى اهل سنت حديث ثقلين را نقل كرده‌اند . شيعه هم كه در همهء كتابهاى حديثى آورده‌اند . آيا اين كار بخارى صرفاً يك اهمال بوده است ؟ آيا توجيه ديگرى دارد ؟ آيا كلمات پيامبر و مسائل دين را با سليقه خود تقسيم كرده هر چه را كه طبق اميال خود مىيافتند نقل مىكردند ! ! ببينيد قرآن دربارهء اين گونه افراد چه مىگويد : « آنها كه قرآن را تقسيم و بخش بخش كردند به خدايت سوگند كه از آنها بازخواست مىكنم » سورهء حجر آيه 91 و . . .

بررسى صحيح بخارى و مسلم

اهل سنّت صحيح بخارى و مسلم رامهمترين مرجع حديثى مىدانند و همهء احاديث آن دو را صحيح مىدانند و شرط صحت حديث نزد بخارى و مسلم از شرايط صحّت نزد ديگران دشوارتر است . لكن آن چه اشاره شد بيانگر وضع اين دو كتاب است كه