كرد و دشنام گفت . وقتى آن دو رفتند ، گفتم : هيچ كس مانند اين دو نفر خير نديدند ! ! ( به طنز ) . . . آن دو را لعنت كرده دشنام داديد .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : مگر نمىدانى با خداوند چه شرطى كردهام ؟ ! قرار گذاشتهام كه خدايا من بشر هستم هر مسلمانى را كه لعنت كردم يا دشنام دادم آن را براى او موجب اجر و پاكى قرار بده » . « 1 »
مسلم در همين باب از كتابش حديثى نقل مىكند كه خداوند نهى كرده كه مسلمان نبايد لعنت گر باشد و حتى به پيامبر گفتند :
مشركين را نفرين كن ! فرمود : من به عنوان لعنت گر مبعوث نشدم بلكه براى رحمت آمدهام . راستى انسان در اسلام اينها شك مىكند ، چه بسا مأموريت داشتهاند كه پيامبر صلى الله عليه و آله را توهين كرده سبك كنند .
جناب بخارى كه اراجيف مزبور رانقل كرده است « حديث ثقلين » را كه شيعه و سنّى همگى نقل كردهاند ، نقل نكرده است ! حال آن كه مسلم در جزء هفتم ص 122 ، ترمذى در « سنن » ، ج 2 ، ص 307 ، احمد بن حنبل در « مسند » ، ج 3 ، ص 14 و ج 4 ، ص 26 و ج 5 ، ص 182 و . . . ، حاكم در « مستدرك » ، ج 3 ، ص 148 ، ابو نعيم
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، 2 / 280