تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديث لو لا فاطمه ... (فارسى) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
سمرة بن جندب و انس و . . . آمده است . راستى اين گونه برخورد باحقائق مكتب ، ظلمى بيشتر و مضاعف مىباشد كه با اساس مكتب كه پيامبر خود را فداى مكتب مىكرد ، به معارضه برخواسته بودند . و راستى اگر امامان شيعه و شيعيان نبودند اثرى از حقيقت اسلام نمانده بود . آيا مىتوان احتمال داد كه اين‌ها نمىفهميدند كه همهء مسائل به طور خاص و جزئى در قرآن بيان نشده است ؟ ! خود قرآن مىفرمايد : « . . . لتبين للناس ما نزل إليهم ؛ . . . تو پيامبر ! بيان مىكنى براى مردم آن چه را كه بر آن‌ها نازل شده است » پس آن چه نازل شده است بيان خواهد و آن به وسيلهء پيامبرمىباشد . در محل خود گفته‌ايم كه قرآن با خودش تفسير نمىشود بلكه با تصريح آيه مزبور و غير آن ، پيامبر و اهل بيت بيان كننده حقائق قرآنى هستند . و گرچه استاد بزرگوار ، مرحوم علامه طباطبايى در تفسير « الميزان » بنابر آن نهاده كه « القرآن يفسّر بعضه بعضاً » ليكن در جزوات « شناخت قرآن » و « درسهايى از علوم قرآنى » توضيح داده‌ايم كه اولًا آن چه در روايات ما آمده « القرآن يصدق بعضه بعضاً » نه « يفسّر » ، و معناى اين جمله اين است كه در قرآن اختلافى نيست ، عمل استاد هم در الميزان بيشتر مانندآورى آيات ديگرى
حديث لو لا فاطمه ... (فارسى) — صفحة 193 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي