كوبندهاى ! به خدا اين مصيبتى است كه هرگز تسليت نمىيابم . آن گاه ساعتى هر دو گريستند . على سر زهرا را گرفته به سينه چسبانيد و آن گاه گفت : به هر چه خواهى وصيت كن كه حتماً مرا عامل به آن خواهى يافت ، هر چه بگويى عمل مىكنم و امر تو را بر امر خويش مقدم مىدارم . فاطمه عليها السلام گفت : عموزادهام خداوند ترا از جانب من بهترين پاداش دهد ، وصيت مىكنم كه پس از من دختر امامه را بگيرى كه همچون من از فرزندانم نگه دارى مىكند ، بالاخره مردان نياز به زن دارند . سپس ادامه داد : عموزادهام ترا وصيت مىكنم كه برايم تابوتى فراهم كنى . ديدم كه فرشتگان نقش آن را نشانم دادند .
على عليه السلام فرمود : برايم توضيح بده و او توضيح داد . كه حضرت همانطور تابوت را براى فاطمه عليها السلام تهيه نمود . اولين تابوتى كه در روى كره زمين ساخته شد همان بود . ( با اين كه جز تنى معدود ، كسانى در تشييع آن حضرت نبودند ، ولى نمىخواست كه حتى پس از فوتش كسى حجم جنازهاش را ببيند ، و شايد جهات ديگرى هم بوده است . ) سپس ادامه داد : وصيت مىكنم كه حتى يك نفر از آنها كه بر من ستم داشتند و حق مرا گرفتند بر جنازهام حاضر نشوند ، آنها دشمنان من و رسول خدا هستند و جداً مانع شويد كه
حديث لو لا فاطمه ... (فارسى) — صفحة 185
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٨٥