فرستاد ، پيامبر صلى الله عليه و آله على عليه السلام را خوانده فرمود : شمشيرت را بردار و در دست بگير و به خانه دختر پسر عمت برو و رقيه را بردار و بياور و اگر كسى مانع شد ، با شمشير او را بكوب . سپس پيامبر صلى الله عليه و آله هم همانند شخص متحير و ناراحت از منزل خود به منزل عثمان رفت .
على عليه السلام رقيه را بيرون آورد و وقتى نگاه رقيه به پدر خويش افتاد صدا به گريه بلند كرد و پيامبر صلى الله عليه و آله هم گريان شد و سپس رقيه را به منزل خويش برد و چون پوشش از پشت رقيه برگرفت و زخم هايش را ديد سه مرتبه فرمود : چه مىخواست ؟ ترا كشته است ، خدا او را بكشد . اين جريان روز يك شنبه بود . عثمان پس از آن با كنيز رقيه به سر برد و او را در آغوش مىگرفت . رقيه دوشنبه و سه شنبه هم زنده بود . چهارشنبه به شهادت رسيد . وقتى خواستند جنازه رقيه را بيرون ببرند . به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله فاطمه زهرا عليها السلام همراه زنان مؤمنين همراه جنازه بيرون آمدند و عثمان هم براى تشييع جنازه حاضر شد ، وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله او را ديد فرمود : « كسى كه شب گذشته باهمسرش يا كنيزانش نزديك شده دنبال جنازه نيايد » اين مطلب را سه مرتبه فرمود ولى عثمان برنگشت . پيامبر فرمود : بر مىگردد يا او را نام ببرم . آن گاه بود كه عثمان در حالى كه دست به
حديث لو لا فاطمه ... (فارسى) — صفحة 179
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٧٩