كرده بود انجام داد . و تا سه روز نگاهش داشت و روز چهارم او را از مدينه بيرون فرستاد . ليكن هنوز از خانههاى مدينه بيرون نشده بود كه مركبش به هلاكت رسيد . پياده شد و به راه افتاد تا پاهايش ورم كرد . از دست و زانوها استفاده كرد ، وسايل همراهش سنگينى كردند . هراسان شد به درختى پناه برد و در سايه آن كه به درد خور هم نبود قرار گرفت ، وحى بر پيامبر صلى الله عليه و آله فرود آمد و جايگاه مغيره را به او اطلاع داد . پيامبر صلى الله عليه و آله على را طلبيد و فرمود شمشيرت را بردار همراه عمّار و شخص سوّمى نزد مغيره برو كه زير فلان درخت است واو را به قتل برسان . على عليه السلام نيز چنين كرد .
رفتار عثمان با رقيه دختر پيامبر صلى الله عليه و آله
عثمان رقيه دختر پيامبر صلى الله عليه و آله را كتك زد و گفت : تو به پدرت خبر دادى . رقيه كسى را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله فرستاد و از عثمان شكايت كرد .
پيامبر صلى الله عليه و آله پيام فرستاد كه « شرم وحياى خود را نگه دار چه قدر زشت است كه زن اصيل و متدين هر روز از همسر خود شكايت كند . » مكرّراً رقيه پيام فرستاد كه عثمان مرا مىزند و در هر بار پيامبر صلى الله عليه و آله همان جواب را مىداد . در دفعه چهارم كه رقيه پيام