همه بزرگى . و چه مصيبتى بزرگ بر شيعه كه بايد دربارهء اين بزرگان با مخالفان دربارهء اصل وصايت و ولايت پس از پيامبر صلى الله عليه و آله بحث كند . مىگويند : چون پيامبر صلى الله عليه و آله در غدير خم پس از جمله : « علي مولاه ) فرموده :
« اللهم و ال من والاه
؛ خدايا دوست بدار هر كه على را دوست بدارد » معلوم مىشود كه مولى نيز به معناى دوستى است نه خلافت و ولايت !
چقدر كوته فكرى ! مگر دربارهء خليفه پيامبر كه از طرف خداوند معين شده نبايد بفرمايد : خدايا دوستان او را دوست بدار .
ابتداى همان خطبهء پيامبر صلى الله عليه و آله را نمىبينند كه از مردم اقرار به توحيد و رسالت مىگيرد و اگر منظور اعلام دوستى على عليه السلام فقط بود كه هيچ ارتباطى به اقرار گرفتن بر توحيد و رسالت و معاد ندارد ، پيداست كه دربارهء مهمترين اصل اجتماعى اسلام صحبت مىكند .
و نيز لازم نبود كه اشاره به رحلت خود بفرمايد :
« أوشك أن أدعى ؛
شايد كه به نزديكى دعوت شوم . . . » پيداست كه دربارهء جانشينى خود صحبت مىكند و گرنه دوستى على عليه السلام چه ربطى به وفات يافتن پيامبر صلى الله عليه و آله دارد .
حديث لو لا فاطمه ... (فارسى) — صفحة 167
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٦٧