موفّق نشدن و افسردگى تدريجى كانون خانواده و بالنّتيجه تأثير سوء در همان مقدار نيروى رهبرد كنونى اجتماعى ( مردها ) ، و نيز مفاسد اخلاقى بيش از آنچه كه در پردگيان و زنان سابق اتّفاق مىافتاد .
دانشمندان ، نفع و ضرر را سنجيده « اصلح » را انتخاب نموده به عنوان قانون ارائه مىدهند .
به قول يكى از دانشمندان غرب مشكلترين كار براى من اين است كه بگويند : در فلسفهء قانون سخن بگويم كه بايد كليّهء جهات نفع و ضرر در نظر گرفته شود « 1 » و اگر يكى از جهات غفلت شود قانون اشتباه مىشود و انسان هم كه نوعا گرفتار نسيان و غفلتها است و تمام جهات را هم آگاهى ندارد .
د رفلسفهء نظرى ملاك برهان عقلى است ولى در فلسفهء عملى به دنبال ارجح بايد گرديد .
و اين است كه گفتهاند : تنها خداوند صلاحيّت قانونگذارى دارد كه غفلت نمىكند و به همهء جهات آگاه است .
نوعا مسائل اجتماعى نه صددرصد به نفع است و نه صددرصد به ضرر و زيان اجتماع تمام مىشود . بايد سود و زيان را سنجيد و درجه بندى دقيق نموده ضرر كمتر و نفع بيشتر را انتخاب نمود و البته اين
هامش
( 1 ) - مسيو پول گوش مىنويسد : وقتى فكر مىكنم مغز گمراهى در پى آن است كه بدون رهنما فلسفهء حقوق را درك كند نگران مىشوم .