و در برابر كار كه مهمترين كالاست بهاى كالاى خود را بگيرد ، بلكه اگر لباس و غذائى به دستش مىرسد ، براى آن است كه نميرد تا براى ارباب استعمارگر بتواند كار كند و يا احيانا لباس خوب بپوشد كه ديگران بگويند : چه اربابى ؟ ! چه پولدار است ؟ ! كه نوكرش چنين است !
براى اين مستخدم ازدواج مىكند ولى نه به خاطر ارضاء غريزهء آن بيچاره ، بلكه تا فرزندى بياورد كه از اوّل از نطفهء خدمت و تسليم به وجود آمده باشد و بگويد : از نوكر من ! و از غذاى من ! و از محيط امنيّت من ! به وجود آمدهاى ! فكر آزادى و استقلال ، نمكناشناسى است و شيطانى !
آب و غذا و لباس و تحرّك و همه چيز او بسته به اجازهء آقا است .
آقائى كه از احساس بارور شدهء شيطانى رياست به علاوه ثروت همان بيچاره ، آقا شده است ! و البته امكانات محيط و « تقديرات » نيز در اين سيادت و آقائى دخالت داشت و يك آقاى نامشروع همچون كودك نامشروع به وجود آورده است !
اين است آقائى و از اينجاست داستان غمانگيز بردگى در انسان :
آقاى نامشروع - امكانات محيط + بارور شدن احساس شيطانى + ثروت بيچاره .
و براى مبارزه با اين بردگى فقط زور مىخواهد و درندگى و قدرت !
نگاهى به بردگى (فارسى) — صفحة 16
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٦