نمايد صحيح بودن معامله اشكال دارد گرچه صحّت معامله به نظر نزديكتر است . ولى اگر براى خودش اجازه كند معامله صحيح است .
شرايط جنس و عوض آن
مسئله 2283 - جنسى كه مىفروشند و چيزى كه عوض آن مىگيرند چهار شرط دارد :
اول : آنكه مقدار آن با وزن يا پيمانه يا شماره و مانند اينها معلوم باشد .
دوم : آنكه بتوانند آن را تحويل دهند . بنابراين فروختن اسبى كه فرار كرده و هيچ كدام دسترسى به آن ندارند صحيح نيست . ولى اگر آن را با چيزى كه مىتوان تحويل داد ضميمه كرده بفروشد معامله صحيح است و اگر اسب پيدا نشد مىتواند معامله را فسخ كند يا ضميمه را به نسبت قبول كند .
سوم : خصوصياتى را كه در جنس و عوض هست و به واسطه آنها ميل مردم به معامله فرق مىكند ، معيّن نمايند كه مجهول نباشد ، ليكن رؤيتى كه گوياى مزاياى جنس باشد كفايت مىكند ، چنان كه اگر بگويد اين مال را با هر عيبى كه دارد مىفروشم اشكال ندارد .
چهارم : كسى در جنس ، يا در عوض آن حقى نداشته باشد . پس مثلًا مالى را كه انسان پيش كسى گرو گذاشته ، بدون اجازه او نمىتواند بفروشد .
مسئله 2284 - احتياط مستحب آن است كه در بيع ، خود جنس را بفروشد نه منفعت آن را ، مثلًا منفعت يك سالهء خانه را ، ولى خريدار به جاى پول ، مىتواند منفعت ملك خود را بدهد ، مثلًا فرشى را از كسى بخرد و عوض آن منفعت يك سالهء خانهء خود را به او واگذار كند ، ليكن اين احتياط لازم نيست و منفعت مال همانطور كه مىتواند ثمن واقع شود مىتواند مبيع و مورد معامله واقع شود . پس شناخت جنس به طورى كه مجهول نباشد به حسب محيط فرق مىكند .
مسئله 2285 - جنسى را كه در شهرى با وزن يا پيمانه معامله مىكنند در آن شهر انسان بايد با وزن يا پيمانه بخرد ، ولى مىتواند همان جنس را در شهرى كه با ديدن معامله مىكنند ، با ديدن خريدارى نمايد .
مسئله 2286 - چيزى را كه با وزن خريد و فروش مىكنند با پيمانه هم مىشود معامله كرد ، به اينطور كه اگر مثلًا مىخواهد ده من گندم بفروشد با پيمانهاى كه معامله كرد ، به