تدريجى اين مقدار استثمار پيدا خواهد شد .
آن وقت براى جلوگيرى استثمار چه خواهيد كرد ؟
حتماً خواهيد گفت ، استثمار از متفرّعات فقر اكثريّت است زيرا اگر فقير نباشد و براى رفع نيازمنديهاى خود ناچار به تسليم در برابر خواستههاى سرمايه دار نباشد استثمار تحققّ نخواهد يافت .
ولى اوّلًا ما نيز ( در برابر كار كارگر ) مىگوئيم بايد كليّهء احتياجات مادّى و معنوى او تأمين شود و بنابراين نبايد استثمار تحققّ يابد .
و ثانياً اين صحيح نيست كه استثمار فقط در مورد فقر و احتياج اكثريّت است ( كه البته خود آن فقر هم از يك استثمار ديگرى به وجود آمده است ) . زيرامنظورتان احتياج به ضرورياّت اوّليه و يا قدر متوّسط زندگى مىباشد ولى بايد گفت چون تمايلات بشر نامحدود است همواره در پى بهتر زيستن است و به خصوص در موردى كه عدّهاى را با وضعى بهتر مشاهده مىكند آن تمايلات طغيان كرده - همچون انسان تشنهاى كه آب را از دور ببيند و به هيجان آيد - حساّسيت بيشترى پيدا كرده مايل است به هر صورت خود را به فرد ديگر مورد نظر خود ( خصوصاً اگر رقيب باشد ) برساند و اين خود يك نوع احتياج است و احتياجى بزرگ و در نتيجه استثمار مىآورد .
و اگر منظور از احتياج و فقر چيزى است كه شامل چنين احتياج
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 67
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٦٧