نيازمندىهاى جمعيّت تحت نفوذ حكومت .
ثالثاً - ازدواج را طورى تجلّى مىدهد كه مردم از ازدواج فرار نكنند و از تحمّل بار مسئوليّت فرار نكنند . اگر از طرفى كلّيهء مخارج به عهدهء شوهر باشد و از طرف ديگر كمترين نفوذى بر زن نداشته باشد و آن گاه بگويند : اگر اين زن را گرفتى ديگر حقّ رها كردن او را ندارى بديهى است كه نوع جوانها از چنين ازدواجى گريزان خواهند بود .
اگر بدنهاى عريان آزاد را هم به اين مطلب علاوه كنيد نتيجهاش اين مىشود كه بسيارى از جوانها مىگويند : مگر ديوانه هستيم ازدواج كنيم . طوق لعنت به گردن بيفكنيم و ديگر امكان خلاصى هم تا آخر عمر نداشته باشيم از همان بازار آزاد استفاده مىكنيم ! و اگر در دختران و پسران جوان ايمان محكمى هم نباشد قهرى است كه نتيجهء آزادى جنسى از طرفى و مشكلات فراوان ازدواج از طرف ديگر ، جز فحشاء و سقوط انسانيّت و به تعبير قرآن كريم « هلاكت نسل » نخواهد بود .
اسلام از طرفى مرد را در نگهدارى زن آزاد مىگذارد كه تصوّر نكند : بلائى است كه ديگر امكان خلاصى از آن ندارد و از طرفى به زن سفارش مىكند كه از هر نظر مطيع شوهر باشد ، و حتّى مىفرمايد : اگر سجده كردن براى غير خداوند جايز بود فرمان مىدادم زنها مردهايشان را سجده كنند !
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 296
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٢٩٦