كند ، تحريك شده است و از درون مىسوزد و براى التهاب خود به دنبال درمان مىرود شما بگوئيد كه كسى كه از درون مىسوزد چه كند ؟ نمىگويم كار او خوب است . « 1 »
مىخواهم بگويم گناه بيشتر به دوش آنها است كه عوامل اين التهاب و تحريك غير طبيعى را در او به وجود مىآورند . بايد برايش درمانى آماده كرد .
در حكومت على عليه السلام ، در آن حكومت كه اين گونه تحريكات غير طبيعى نبود ، مأمورين جوانى را آوردند و گفتند كه مشغول استمنا بوده است پيدا است كه رنج غريزهء جنسى او را به اين كار واداشته است .
حضرت او را تازيانه زد و از اين كار زشت نهى فرمود ، ليكن به همين قدر اكتفا ننموده و از پول بيت المال برايش زنى گرفت . « 2 »
هامش
( 1 ) - و حتى معتقد نيستم كه قانون « نفى حرج » در اسلام شامل محرّمات هم مىشود . مىگويم نبايد به توبيخ اكتفا نمود ، بايد علّت هرزگى برخى جوانها را جستجو نمود .
( 2 ) - 3 / 1 و 2 نكاح بهائم و . . . از وسائل الشيعه : « ان امير المؤمنين اتى برجل عبث بذكره فضرب يده حتّى احمرت ثمّ زوّجه من بيت المال . »
يكى از برادران جوان ما در نقدى كه از تهران بر چاپ اوّل اين كتاب فرستاده بود مىنويسد : غربيها دليل مىآورند كه تنها ضرر استمناء ضرر روانى ترس از گناه و پشيمانى است . اگر شما دليل قاطعى بر حرمت شرعى آن داريد ذكر كنيد كه ما تسليم هستيم زيرا معتقديم به هر حال مسائل در شرع هست كه هنوز علم به آنها نرسيده است . . .
برادر عزيز ، اينكه حديث مزبور را ديديد . . . به اين حديث هم توجّه فرمائيد : از امام صادق عليه السلام دربارهء استمناء پرسيدند فرمود : گناه بزرگى است . . پرسيدند از قرآن بيان فرمائيد فرمود : كلام خداوند كه : « فمن ابتغى وراء ذلك فاولئك هم العادون » هر كسى كه غير از زن و ملك يمين را بخواهد متجاوز است و استمناء از اينها بيرون است سؤال شد اين بدتر است يا زنا ؟ فرمود : گناه بزرگى است ( وسائل ج 18 ص 575 ضمناً به جزوهء « خودسازى و مسائل روانى » به قلم نويسنده رجوع كنيد .