تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
ولى اگر قانون و فشار سر نيزه بر او حكومت نكند ، و مال و فرآوردهء دستش را از او نگيرند ، او خودش براى حفظ موقعيّت خويش و نجات از تحقير اجتماعى يا براى عشق به خداوند - كه آن هم به نوعى عشق به كمال خويشتن است حتّى اگر همهء محصول خويش را نيز بدهد احساس آن گونه ناراحتى را نمىكند - دقّت كنيد - . و به نظر مىرسد اين روش بهترين روش باشد و حتماً بايد به همين روش اتّكاء نمائيم . در كشورهاى سوسياليستى كه همه در حقيقت كارمند دولتند و حقوق دريافت مىكنند و يا احتياجاتشان از طرف دولت بر طرف مىشود ، همه مىدانيم كه بالأخره تفاوت حقوقى ميان ( فى المثل ) مهندس و تكنسين وجود دارد ، و در نتيجه مهندس مىتواند از ذخيره اضافه حقوق خويش ثروتى جمع كند ، آن گاه چه ضامن اخلاقى و حتّى قانونى وجود دارد كه جلوى استثمار را بگيرد ؟ مگر همهء انواع استثمار ، استثمار پول و حقوق آن هم در حداقلّ معيشت مىباشد تا بگوئيم آنجا همه از حداقلّ زندگى برخوردارند ؟ ! بدترين و كثيف‌ترين استثمار ديگران ، در مسير فحشاء و منكرات است و مسلّم است كه پول وسيلهء جلب خاطر طرف و ارضاء و تسليم او در برابر