تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
و اين كاملًا در نقطهء مخالف اعتقاد آنهائى است كه مىگويند بگذار گرفتارى شديد شود تا مقدّمات انقلاب فراهم شود . امر به معروف و نهى از منكر نكنيد تا فساد عمومى شود . به فقرا رسيدگى نكنيد . تا نارضائى عمومى شود . . . پيش از اين گفتيم كه براى ايجاد زندگى مرفّه براى اجتماع آينده نبايد اكثرّيت فقير كنونى ناديده گرفته شده انسانيّتشان پايمال شود اينها نيز انسانند . به علاوه گاهى فشار ممتدّ و طولانى ، نه تنها فكر انقلاب نمىآورد ، بلكه بر عكس حالت يأس و تسليم آورده كمال مطلوب فراموش مىشود .
بس كه ماندم به قفس رنگ گل از يادم رفت * گر چه با عشق وى از مادر گيتى زادم
3 - رهبر الهى به موجب امامت مطلقه و حكومت همه جانبه‌اش و به خاطر دانش و آگاهى خاص خودش كه به نيازهاى بشرى دارد خود را موظف مىداند كه تا سر حدّ امكان براى انسانها خدمت كند ، اگر قدرت ظاهرى را در كف دارد به حدّ بيشتر و اگر حقّش غصب شده است به حدّ ممكن . . . و اتفّاقاً مىتوان گفت در همان موقعى كه حقّش غصب شده است نيز ، حقيقت وظيفهء حكومت را ، بيشتر او انجام مىدهد نه حاكم غاصب .
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 175 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي