باز هم نصوص اسلامى
مايلم به عنوان تتميم آنچه كه تاكنون دربارهء بخش سرمايه بيان كردم باز هم مقدارى از نصوص اسلامى را از نظر بگذرانيم .
البته لازم است همان مطلب ابتداً بحث را در نظر آوريد كه هر چند برخى روايات اين بحث جنبهء اخلاقى دارد ليكن اگر اين رهبران مذهبى حكومت داشته باشند و گفتار و كردارشان به عنوان روش يك رئيس محبوب ملّى و مذهبى در سطح اجتماع مورد توجّه قرار گيرد قطعاً تأثير مهمّى در اجتماع خواهد داشت به طورى كه بدون كوچكترين فشار و زور قانون ، هدف اساسى يعنى پخش ثروت عملًا تحقّق پيدا خواهد كرد ، و پيش از اين گفتيم كه اين روش به مراتب بهتر از راه قانون و زندان و فشار قوّهء مجريه مىباشد .
اگر رهبر از هر نظر محبوب باشد مردم از طرز لباسش پيروى مىكنند .
و به نظر من همين معنى يكى از جهات اين مطلب است كه اوامر استحبابى و وجوبى در كلمات پيامبر صلى الله عليه و آله در يك رديف ذكر شده است منظورم اين است كه روش و گفتار پيامبر صلى الله عليه و آله - هر چه بود - عمل مىشد و در سطح اجتماع پياده مىگشت هر چند از نظر متن حقوق اسلامى و بررسى مجموع ادلّهء اسلامى برخى از آنها واجب و برخى