شويم و بر تمامى موانع خرد و كلان پيدايش يك شىء دست يابيم ؟ همان گونه كه در مقدّمات يك شىء امكان راهيابى مانع است ، در نتايج حاصل از آن نيز اين امكان وجود دارد ؛ يعنى بايستى كه نتايج ، در شرايط خاصّى تحقّق يابد تا غرض مقصود از آن حاصل گردد ، يا مىتوان گفت خلق از صفات فعلى خداوند است و خداوند از روى حكمت و در زمان خاص ايجاد مىكند و صفتى ذاتى نيست كه نتوان آن را از خداوند جدا نمود ، مثل علم و قدرت و عدم خلق موجب هيچ نقصى در خداوند نمىشود . مثلا استقبال از شخص محترمى كه در شهر قدم نهاده ، همانطور كه مقدّمات خاصّى دارد ، نتايج خاصى هم دارد ؛ پس نه قبل از آن انجام مىشود و نه بعد از آن و حتما نزديك ورود او انجام مىگيرد ، نه زودتر و نه ديرتر .
على عليه السّلام مىفرمايد :
« أحال الأشياء لأوقاتها ؛ هر چيز را به هنگام آورد » « 1 » .
گرچه اصل مادّه اوّليّه ، تهى از استعداد مادى قبلى است ، ولى شايد بتوان گفت كه بايستى نتايج حاصل از مادّه ، با زمانى خاصّ ( به معناى اعمّ واژه زمان ) مقارن شود و در اين صورت ، كار در وقتى خاصّ آغاز مىگردد .
مقدّمات مجرّدهء جهان مادّه « 2 » نيز اگرچه استعداد و معطّلى ندارد ، « 3 » ولى به
هامش
امتناع آن شدهاند ، مثلا موانعى وجود دارند كه از پيدايش آن جلوگيرى مىكنند يا برخى از علل لازم براى پيدايشش تحقق نيافتهاند .
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 1 .
( 2 ) . يعنى عالم فرشتگان كه باذن اللّه مدبّر جهانند .
( 3 ) . به فرض تجرّد جهان فرشتگان و غيره .