تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خدا در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧

فصل هشتم : دعا نياز روح

دل آدمى كه مركز عواطف اوست بر دلبستگى او دليل است كه دل بدون دلير كجا توان يافت ؟ و آيا معده آدمى بدون غذا تواند بود ؟ ! و اين مسلّم است كه « دل را به كف هركه نهم باز پس آرد » . پس هيچ يك از علائق مادى نمىتواند خلأ دل را پر كند و هرگاه كه انسان به چيزى از ماديّات دل بندد ، ديرى نخواهد پاييد كه از آن دل زند و به سراغ چيزى ديگرى رود و ضعيف زندگى مادّى جز اين نيست « 1 » .

عدم ثبات روح نشانهء وابستگى آن به پديده‌هاى غير مادى

عدم ثبات روح و جهش دل به اين سو و آن سو ، همان‌طور كه بر نياز روح به وابستگى رهنماست ، بر عدم شايستگى پديده‌هاى مادّى براى پر كردن خلأ دل نيز دليل است . نغمه‌هاى عاشقانه انسانها ، به هر صورت و
هامش
( 1 ) . « اعلموا انّما الحيوة الدّنيا لعب و لهو و زينة و تفاخر بينكم و تكاثر فى الأموال و الأولاد » ، سورهء حديد ، آيه 20 ترجمه : بدانيد كه زندگى دنيا جز بازى و غفلت و آرايش و افتخارهاى ( فردى و گروهى ) و نشان دادن كثرت مال و فرزند چيزى نيست .