ماندگار جاويد است » « 1 » .
در برخى ديگر از اين خطبهها ، بر ضرورت بركنارى ساحت خداوند از حركت و سكون تأكيد شده ، چرا كه سكون و حركت ، با حدوث ملازم و همراهند و با ازليّت حقّ ، منافى و ناسازگار :
« لا يجرى عليه السّكون و الحركة ، و كيف يجرى عليه ما هو أجراه ، و يعود فيه ما هو أبداه ، و يحدث فيه ما هو أحدثه اذا لتفاوتت ذاته ، و لتجزّأ كنهه ، و لا متنع من الأزل معناه ، و لكان له وراء إذ وجد له أمام ، و لا التمس التّمام إذ لزمه النّقصان ؛
واژهء « سكون » و « حركت » وصف آفريدگار نتواند شد ، و چگونه حركت و سكون بر آن ذات برتر صادق باشد درحالىكه خداوند آن دو را در بستر آفرينش روان ساخت است ، و چگونه بدانچه خود پديد آورده روى نياز آورد و محكوم آن گردد ، كه در اين هنگام ذاتبارى دگرگون شود و حقيقت او تجزيه پذيرد و « ازليّت » او زير سؤال رود اوصاف مخلوقات يابد و آنگاه براى او از جهات ششگانه « پشت سر » و « پيش رو » قائل شوند ، نيز براى او مراحل كمال تصوّر نشود كه معناى آن ناقص بودن است » « 2 » .
بنابراين خطبه ، هر شىء متحرّك يا ساكنى حادث و هر حادثى مخلوق و هر مخلوقى نيازمند خلق شدن است .
حال بايد ديد چگونه مىتوان از حدوث خلق به خدا رسيد ؟
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 89 .
( 2 ) نهج البلاغه ، خطبه 228 .