خود بىنياز است ، تندبادهاى اميال و شهوات او را به سوى گناهان بزرگ ، و ترك واجبات ، و غرق شدن در روا شمردن همه چيز ( و بىبند و بارى ) مىكشاند ، از اين رو پروردگارش را فراموش مىكند و به كفران نعمتى كه به دو بخشيده مىپردازد و آن نعمت را به خدايان برساخته نسبت مىدهد ، پس پروردگار به دو مىگويد : « قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا - بگو ، اندكى از كفرت بهرهمند شو ، » زيرا تو جز بر متاعى اندك و براى مدّتى اندك دست نيافتهاى كه يا با مشكلاتى كه بر تو تجديد مىشود يا با مرگ پايان خواهد يافت . « إِنَّكَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ - كه همانا تو از دوزخيان خواهى بود . » و آيا چيزى كه صاحبش را به دوزخ مىكشاند بهره و تمتّعى محسوب مىشود ؟ تعبير به « اصحاب النّار - ياران آتش » از آن رو است كه انسان يار خود را دوست دارد و از او جدا نمىشود ، پس او و آتش دو همنشينند كه از هم جدا نمىشوند . [ 9 ] در برابر اينان كه براى خدا همتايانى ساختند گروهى ديگر وجود دارند كه مخلصانند ، و خدا دربارهء ايشان گويد : « أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ - آيا آن كس كه در همهء ساعات شب به عبادت پرداخته ، يا در سجود است يا در قيام ، و از آخرت بيمناك است و به رحمت پروردگارش اميدوار است . » / 448 در تيرگى شب به عبادت پروردگارش مشغول است ، دو پاى خود را به صف نهاده ، يا در سجود يا در قيام و در بيم و اميد است . پيداست كه بيم و اميد در دلش به يك اندازه است ، از دوزخ و هولهاى آن مىهراسد ، و به رحمت پروردگارش در بهشت اميدوار است . به راستى كه عادت اين گروه دلشادى و دلدادگى در حالتهاى عادى به خداست ، چه رسد به آن كه گزندى به ايشان برسد . بدين سان سياق قرآنى دو گونه از بشر را ترسيم مىكند : آن كس كه پس از
تفسير هدايت (فارسى) — صفحه 437
پدیدآورندگان: احمد آرام
ص۴۳۷