برساخته از خود ) هيچ نيست » . آن گاه خدا دربارهء گفتهء آنها نازل كرد : « ص وَ الْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ . . . - ص ، سوگند به قرآن داراى يادآورى . . . تا آن جا كه گويد . . . إِلَّا اخْتِلاقٌ جز دروغ و برساخته از خود » . « 8 » [ 8 ] آن گاه آنچه را در برابر حق نفسهايشان بر آن مىتنيد آشكارا اظهار كردند ، و گفتند اگر اين رسالت مستقيما بر ما نازل مىشد بيگمان بدان ايمان مىآورديم ، زيرا ما به پيامبرى سزاوارتر از اوييم چه دارايى و مردان و وجاهت داريم ، و براى رهبرى اجتماع شايستهتر از او هستيم ، و خردپذير نيست كه اين يادآورى ( ذكر قرآن ) بر اين بينواى يتيم ناتوان نازل شود ، و ما به رهبرى ، او گردن نهيم . و به ذهن آنها نيامد كه صفات مطلوب در پيامبر رهبر صفاتى نيست كه آنها تصوّرش مىكنند بلكه رهبرى از آن صاحب علم و تقوى و اخلاق است ، وانگهى خداست كه خود پيامبر را معيّن مىكند ، نه مردم و وجيهان قوم . « أَ أُنْزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِنْ بَيْنِنا - آيا از ميان همهء ما ذكر ( وحى ) بر او نازل شده است ؟ » خدا تمام بهانههاى آنان را براى كفر ورزيدن نسبت به حق درهم مىشكند و به روشنى سببهايى اصلى را كه موجب اين كفر است بيان مىكند / 325 كه عبارت است از : يكم : اين كه آنان از يادآورى خدا بهره نمىجويند ، خواه آنچه در كتاب او جلوهگر شده ، يا در تاريخ قرنهاى گذشته يا بر زبان ديگران نمودار شده است . « بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْ ذِكْرِي - بلكه آنان از يادآورى ( و وحى ) من در ترديدند ، » و كسى كه دربارهء آخرت شك مىكند ، شك او بر جزئيّات و كليات ايمان او منعكس مىشود . دوم : پروا نداشتن آنها از عذاب ، زيرا هنوز عذاب را نچشيده و از تجربهء
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 316
مساهمون: احمد آرام
ص٣١٦
هامش
( 8 ) - نور الثقلين ، ج 4 ، ص 442 .