نيّاتِهِم وَ وَله مِن قُلوبِهم لَرَدَّ عَلَيهِم كُلَّ شارِدٍ وَ أصلَحَ لَهُم كُلَّ فَاسِدٍ ؛
اگر مردم وقتى كه بدبختىها به آنان رو آورده و نعمتهاى الهى از آنان زايل مىشود با صدق نيت و دلى آكنده از شوق به خدا رو آورند ، خدا هر نعمتِ از دست رفته را باز مىفرستد و هر فاسدى را اصلاح مىفرمايد .
متن : و اسْتَحمَدَ إلى الخلائِقَ بأَجزالِها وثنى بالندبِ إلى أَمثالها ؛ با كامل نمودن نعمتها ، خواستار ستايش از مخلوق گرديد و دعوت مكرر به همتاى آننعمتها ( در آخرت ) نمود .
شرح : در بيان تفاوت بين حمد وشكر گذشت كه حمد به معناى ستايش در برابر نيكىهايى است كه با اختيار از كسى صادر شود ؛ خواه آن احسان و نيكى به ستايشگر برسد يا نه . اما شكر به معناى سپاسگزارى در برابر نعمت و احسانى است كه به شخص سپاسگزار رسيده باشد .
در شرح اين قسمت دو نكته بايد روشن شود : 1 . چرا نيكىها و نعمتهايى را كه تنها به شخص مربوط نيست و همگانى است بايد ستايش نمود ؟ 2 . چگونه خود كمال نعمتها و فراتر بودن كثرت آنها از حد شمارش خواستار ستايش است ؟ . چنان كه از جملهء
استحْمَدَ إلى الخلائِق بأجزالها
، استفاده مىشود و خود اكمال و اتمام نعمت خواستار حمد است و حال آنكه خواستن معمولًا با زبان و يا نوشتن صورت مىگيرد ؟
تحقيق نكته اوّل آن است كه انسان به ويژه مكتبهاى الهى به ويژه كاملترين و برترين آنها يعنى اسلام انسان را به عمق وجود خويش متوجه مىسازد و در حقيقت راز وجود انسان را فاش مىكند كه :
تو يكى نيستى اى خوش رفيق * بلكه گردونى و دريايى عميق
آدمى فقط محدود به اين كالبد با احتياجات مادى نيست .
غنچهء دل چون شكفتن گيرد * همه آفاق نهفتن گيرد
اگر حقيقت وجود آدمى شكوفا شود بالاتر از افق زمان و مكان مىگردد از همين معنا در قرآن كريم تعبير به « شرح صدر » ( باز شدن سينه آدمى ) شده كه مساوى با نورخدايى و