درختى كه تلخ است ويرا سرشت * گرش بر نشانى به باغ بهشت . .
سرانجام كوهر ببار آورد ؟ * همان ميوه تلخ بار آورد
اين رويه منفى بافهاست و فكر مىكنم منظور اين بزرگان هم از اين اشعار همان مطلبى باشد كه در روايات « طينت » آمده و در كتابهاى حديثى ما گرد آمده است . كه گر چه در اين محضر نمىتوانم به تفصيل بياورم ولى مجملا : حكمى اقتضائى است نه به طور علت تامه و جبرى و ضرورى . . .
مىخواهد بگويد مشكل است نه امكان ندارد .
و بنا به آنچه گفته شد مىتوان از درون جوششى نموده روحيهها را تغيير داده تدريجا به خارج و به ديگران سرايت نموده اجتماعى سالم به وجود آورد .
مگر تحولات بشريت از اسلام به دوران پس از آن ، با اينكه همچون دو پديدهء متمايزى از يكديگر جدا هستند ، از راه جوشش و بعثت فرد پيامبر صلى الله عليه و آله و پيوندش با قدرت بى نهايت و ادامه ارتباط به وسيلهء وحى نبوده است ؟
البته باور داريم كه برخى روحها در اثر اعتيادهاى خطرناك و اخلاق فاسدى كه كسب كردهاند رهائيشان از تارهاى خطرناكى كه با دست خود به دور خويشتن تنيدهاند بسيار مشكل است و اينها نوعا موجوداتى آتشى و مفسد مىشوند كه به تعبير قرآن كريم مايهء فروزندگى جهنم هستند