وجدان ما خوب روشن مىكند كه ما مىتوانيم روان خود را ترقى داده به طرف كمال رهبرى كنيم .
ما شك نداريم كه با تربيت و برنامههاى روانى مىتوانيم به ترقيات مادى و روحانى برسيم ، و اين حالت را هم د رخود و در ديگران بارها تجربه كرده و دليل مشاهده را به وجدان پيوند دادهايم . .
در تواريخ ملتها نيز شاهد جريانهاى گذشته و زندهاى بوده و هستيم .
عرب جاهليت ترسو كه هنگام هجوم ابرهه به كعبه مركز بتهايشان همه به كوهها فرار مىكردند ، در سايه تربيت روحى چنان به كمال رسيدند كه مدتها در پاى قلعهاى مانده انتظار تسخيرش را مىكشند و پاسخ صاحبان قلعه كه شما عربها چه مىطلبيد اين استحكامات به دست شما نمىافتد مىگويند چه مىخواهم ؟ يا كشته مىشويم يا شكست مىدهيم و در هر حال فتح با ماست و اين است قانون « احدى الحسنين » قرآن ما .
مايلم تذكر دهم از اين شعر سعدى خودمان هم خوشم نمىآيد كه :
شمشير به ز آهن بد چون كند كسى * ناكس به تربيت نشود اى حكيم كس
و آنجا كه فردوسى مىگويد :