آن حالت عجيب با خدايش راز و نياز مىكند و به تعبير ما چون دلدادهاى كه بهترين فرصت معاشقه با دلدار را پيدا كرده است با او سخن مىگويد :
« خدايم چون تو مىخواستى چنين كردم ، اينك هم تسليم اوامرت هستم » اگر باز هم امرى است بفرما در همين چند نفس نيز خدمتى هست انجام دهم .
و چون مىخواهند بدن پاره پارهاش را به خاك بسپارند در ميان دو كتفش هنوز سياهى اثر بار و كولهپشتى كه شبها به در خانهء فقرا مىبرده تا آنها كه از رنج حكومت معاويه به گرسنگى هولناكى افتادهاند بلكه كمى احساس سيرى كنند و مالش دل ، رنجشان ندهد . . . هنوز آن سياهى را مىديدند ! !
عشق به خدا شور انسانى را به لطيف وجهى به جريان انداخته ، غمها و اندوههاى بى حاصل را از ميان مىبرد و بهترين راه هموار براى ايجاد يك نشاط دائمى خواهد بود .
اين محبت لطيف را مىتوان با برنامههاى حساب شده اسلام در خود به وجود آورد .
برنامهء فكرى مطالعه در نعمتهاى « او » و در جمال و جلالش و در آيات بلندش .
برنامهء عملى نماز كه راز و نياز با اوست و به خصوص با توجه به جهات مهم معرفتى و اسرارى كه در ركوع و سجود و قرائت و . . آن نهفته است كه لازم است مردم درسى به اين عنوان بخوانند و استادى براى آن بشناسند .
خودسازى و مسائل روانى (فارسى) — صفحة 102
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٠٢