عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِن انا اتيك بِهِ قَبْلَ انْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ وَ انّى عَليه لَقَوِىٌّ امين ، قالَ الَّذى عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الكتابَ انا آتيكَ بِهِ قَبْلَ انْ يَرْتَدَّ الَيكَ طَرْفُكَ » ؛ « 1 »
اى بزرگان ! كدام يك از شما تخت او را براى من مىآورد پيش از آن كه به حال تسليم پيش من آيند ؟ عفريتى از جنّ گفت : من آن را نزد تو مىآورم پيش از آن كه از مجلست برخيزى و من نسبت به اين امر توانا هستم ، امّا كسى كه دانشى از كتاب داشت گفت : پيش از آنكه چشم بر هم زنى آن را نزد تو خواهم آورد .
خداوند - تبارك و تعالى - مىفرمايد :
سليمان بن داود از يكى از هم نشينان خود دربارهء اين تقاضا كه ، آوردن تخت سلطنت عظيم از يك مسافت بسيار دور سؤال كرد . انجام تقاضاى سليمانعليه السلام قطعاً از قدرت بشر مخلوق خارج بود در حالى كه سليمان پادشاهى بود كه تجهيزات و نفرات قدرتمند در اختيار داشت همان گونه كه خداى - تبارك و تعالى - مىفرمايد :
« ارْجِعْ الَيهم فَلَنَأتينَّهُم بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها وَ لَنَخْرُجَنّهُمْ مِنْها اذِّلَةً وَ هُمْ صاغِرون » ؛ « 2 »
به سوى آنان باز گرد ( و اعلام كن ) با لشكريانى به سراع آنان مىآييم كه قدرت مقابله با آن را نداشته باشند و آنان را از آن ( سرزمين آباد ) با ذلّت و خوارى بيرون مىرانيم .
و سليمانعليه السلام در آن روز در شهر بيتالمقّدس در حالى كه تخت
هامش
( 1 ) . نحل ( 16 ) آيهء 38 .
( 2 ) . نحل ( 16 ) آيهء 37 .