مذهبى - كه فريب مىدهند - آزاد مىسازد و نيز نيّات آنان را از قيد و بند بزرگنمايان دروغ گو ؛ چه زندگان و چه آنهايى كه در قيد حيات نيستند ، آزاد مىكند . پس شخص مؤمن در برابر مردم ، انسانى آزاد ، پاك و سرورى بزرگوار و براى خدا بندهاى متواضع و افتاده مىگردد :
و كسى كه خدا و رسول خدا را پيروى كند و امر او را فرمان برد قطعاً به رستگارى بزرگى دست يافته است . « 1 »
خلاصهء آنچه استاد يادآورى كرده موارد زير است :
مقدّمات عمل در كارهاى آدمى دو نوع اند :
الف ) وسايل و لوازم ادا كنندهها ( اسباب ) .
ب ) بازدارندهها ( موانع ) .
اسباب و موانع نيز بر دو قسم است :
الف ) به انسان توان و قدرت انجام و بر طرف كردن پارهاى از آنها و ايجاد بعضى از وسايل را دادهاند .
ب ) آنچه آدمى از انجام آنها ناتوان است .
در قسمت اوّل ( آنچه در توان و اختيار ماست ) واجب است به طور تمام قدرت و قوّتى كه بر انجام آن داريم به كار بگيريم ، همانطور كه واجب است در آن جاهايى كه توان ما يارايى انجام آن را ندارد ، به خداوند سبحان واگذاريم و اين مسئله با فطرت و سرشت آدمى مطابق است . پس زمانى كه انجام كار تحت قدرت ما و در توان ما قرار مىگيرد ، براى انجام ، يا دفع موانع آن ، از هيچ كسى كمك و يارى نمىطلبيم بر خلاف زمانى كه
هامش
( 1 ) . تفسير المنار ، ج 1 ، ص 59 .