آرى ، اگر چه شهرت كتاب مذكور چون اشتهار و معروف بودن كتب اربعه نمىباشد ، ليكن عدم اشتهار ، چيزى از اعتبار آن نمىكاهد .
و امّا دربارهء محتواى كتاب و مقايسهء آن با محتواى كتب رجالِ ديگر بايد گفت : در كتابهاى رجالى كه نزد ما وجود دارد ، نه عيب و ايرادى و نه سخن ناروايى ، چه دربارهء نويسنده و چه كتاب او ، چيزى كه حاكى اين معنا باشد مطلقاً نيافيتم . نجاشى آنگاه كه در اين باره اظهارنظر مىكند مىگويد :
او ( نويسندهء بصائر الدرجات ) در ميان ياران ما از اهالى قم چهرهاى مورد اعتماد ، با قدر و منزلتى عظيم و با كمترين افتادگى در كلام است .
شيخ طوسى در الفهرست دربارهء ايشان مىگويد :
تمام كتابها و احاديث او از طريق ابنابىجيّد ، از محمّد بن الحسن الوليد و از محمّد بن الحسن الصفّار به ما رسيده است ، جز كتاب بصائر الدرجات كه محمد بن الحسن الوليد از وى نقل نكرده است .
شايد دليل انتقاد كننده اشاره به فرمودهء شيخ ، باشد كه ، محمّد بن الحسن الوليد از مؤلّف بصائر الدرجات روايت نقل نكرده و او نيز همان گونه كه وحيد بهبهانى از جدّ خود مولى محمد تقى مجلسى - رضوان الله عليه - نقل كرده به اين عقيده باشد كه عدم نقل حديث ابنالوليد از بصائر الدرجات به اين تصوّر بوده كه وى به غلوّ ( زيادهروى ) در نقل احاديث نزديك شده است .
وحيد در ادامهء سخن خود از مجلسى اوّل نقل مىكند كه مىگويد :
سزاوار و حق اين است آنچه در كتاب است دون مرتبت اهلبيت عليهم السلام
معيار شرك در قرآن (فارسى) — صفحة 118
مساهمون: عز الدين حسينى زنجانى
ص١١٨