اللَّه » و « تمسّك به ريسمان محكم الهى » است . پس ، هر كس در مرحلهء اوّل ، انكار طاغوت كرد و به آن كفر ورزيد و آنگاه در مرحلهء دوم ، به ذات يكتاى الهى ايمان آورد ؛ به ريسمان استوار او چنگ زده و نجات خود را قطعى ساخته است ؛ زيرا اين ريسمان هرگز گسستنى نخواهد بود .
قرآن ، دعوت انبيا و همهء سفيران الهى را در دو چيز خلاصه مىكند :
« وَلَقَدْ بَعَثْنا فِى كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَن اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ » « 1 » ؛
ما در هر امّت و اجتماعى كه از بشر شكل گرفته است ، پيامبرانى را برانگيختيم تا خدا را پرستش كنند و از طاغوت اجتناب نمايند .
از اين آيه استفاده مىشود كه اساس برنامهء دعوت انبيا ، تنها پرستش ذات يگانه نيست ، بلكه مركّب از پرستش خدا و اجتناب از طاغوت است .
بحث در اعتقاد از راه معرفت و انديشه است . رشد و گمراهى ، هر دو به روشنى بيان شده و معلوم گشته است كه رشد به سعادت و كمال منتهى مىشود و دلايل آن به وضوح بيان گرديد .
در جاى ديگر مىفرمايد :
« لا إِكْراهَ فِى الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الغَىِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الوُثْقى لا انْفِصامَ لَها . . . » « 2 » ؛
كار دين به اجبار نيست ، راه هدايت و ضلالت بر همه كس روشن گرديده است ؛ پس هر كه از راه كفر و سركشى برگردد و به راه ايمان و پرستش خدا گرايد ، به رشتهء محكم و استوارى چنگ زده است كه هرگز گسستنى نخواهد بود . . . .
هامش
( 1 ) . نحل ( 16 ) آيهء 36
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 256