فَيَكونَ عَمَلُهُ مُشتَمِلًا عَلى نِيَّةِ التَّقَرُّبِ ، وَ هيئَةِ التَّسليم ، وَ الخُضوعِ النّاشِيين مِنَ القَلبِ ، فَلا مَحالَةَ ثَوابُهُ كَثيرٌ ، وَ أجرُهُ عظيمٌ وَ إنْ قَلَّ عَدَدُهُ أو صَغُرَ مِقدارُهُ ، وَ إلَيهِ أُشيرَ بِقُولِهِ سُبحانَهُ : « لَن يَنالَ اللّهَ لُحُومُها وَ لادِماءُها وَ لكِن يَنالُهُ التَّقوَى مِنكُم » ؛ « 1 »
هر كس به منظور اطاعت خدا و گردن نهادن به سخن پيامبر صلى الله عليه و آله به سنّت عمل كند و عمل او با نيّت تقرّب و با حال تسليم و خضوعِ برخاسته از قلب باشد ناگزير ثواب اين عمل بسيار ، و پاداش آن بزرگ خواهد بود و هر چند خود عمل بىمقدار و خُرد باشد و به همين معنا ، اين آيهء شريفهء قرآن اشاره دارد كه فرمود : « هرگز چيزى از اين چهارپايان كه ذبح مىكنيد ، به خدا نمىرسد ، امّا تقوا و نيّت خضوع و تسليم است كه مناسب درگاه الهى است » .
مسألهء إذن در عبادت
در عبادتها علاوه بر داشتن روح انقياد و تسليم ، بايد اذن آن نيز از سوى حضرت بارى تعالى احراز شود . به بيان ديگر ، داشتن اذن براى عبارت ، بر تسليم و انقياد مقدّم است ؛ يعنى اوّل بايد اذن براى عبادت داشته باشيم و سپس انقياد و تسليم ، در اين صورت مصداقى آيه شريفهء : « رَبَّنا وَاجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ » خواهيم بود .
در اين باره بىمناسبت نيست كه به مكاتبهاى از مرحوم فيض كاشانى اشاره كنيم : ايشان در پاسخ نامهاى كه در مورد جواز برخى حركات و اعمال صوفيّه از او سؤال شده و اين كارها را مستند به جواز او معرّفى كرده ، نوشته است :
هامش
( 1 ) . همانجا