در رديف معطوفٌ عليه نيست و با آن فاصلهء زياد دارد و مرتبهء آن بالاتر و والاتر است . به اين دليل ، در اين آيهء شريفه « توبه » ، « ايمان » و « عمل صالح » را اگر در حكم پيكره بدانيم ، هدايت به سوى ولايت ، همانند « جان » آن خواهد بود و روح را هر چند قرين بدن بدانيم ، باز رتبهء آن بالاتر از بدن است ؛ چنانكه از روايات متواتر نيز چنين استفاده مىشود . ( براى بررسى بيشتر مىتوانيد به تفسير البرهان ذيل آيهء 82 سورهء طه مراجعه فرماييد ) .
همچنين در تفسير آيهء :
« الحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى خَلَقَ السَّمواتِ وَالأَرضَ وَجَعَلَ الظُّلُماتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ * هُوَ الَّذِى خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضى أَجَلًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ » « 1 » ؛
ستايش از آن خداوندى است كه آسمانها و زمين را بيافريد و تاريكىها و روشنايىها را پديدار كرد ، با اين همه ، كافران با پروردگار خويش ديگرى را برابر مىدارند . اوست كه شما را از گل بيافريد و عمرى مقرّر كرد ؛ مدتى كه در نزد او معيّن است ، با اين همه ترديد مىورزيد .
زمخشرى مىگويد :
فَإن قُلتَ : فَما مَعنى « ثُمَّ » ؟ قُلتُ : استِعباد ان يَعدِلُوا بِهِ بَعدَ وُضوحِ آياتِ قُدرَتِهِ ، و كَذلك « تَمتَرُون » اسْتِعبادَ أن يَمتَرُوا فيهِ بَعدَ ما ثَبتَ أنَّه مُحيِيهِم ، ومُمِيتُهِم ، و باعِثُهِم « 2 » ؛
اگر بگويى معناى « ثّم » در اين جا چيست ؟ خواهم گفت : « ثّم » بعيد بودن شركورزى به پروردگار را بعد از آشكار شدن نشانههاى قدرت او بيان مىكند . همچنين ثّم درآيهء « ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ » نيز بعيد بودن شك و ترديد در قدرت پروردگار را مىرساند پس از اين كه ثابت شد او همهء
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 1 و 2
( 2 ) . زمخشرى ، تفسير كشاف ، ج 2 ، ص 4