« سلام » است ؛ حال اگر يك جزءِ آن عمداً كم يا زياد شد ، ديگر آن مجموعهء واحد داراى اثر مطلوب نخواهد بود ، بلكه چيزى ديگر است .
چنانكه امام صادق عليه السلام فرموده است : اگر كسى از 124 هزار پيامبر فقط به عيسى بن مريم عليه السلام اعتقاد نداشته باشد ، در حقيقت او به هيچ يك از آنان اعتقاد ندارد ؛ زيرا اعتقاد به تمامى پيامبران الهى به صورت يك مجموعهء واحد مطرح است و اعتقاد نداشتن به يكى از آنان به كل صدمه خواهد زد . « 1 »
ثانياً : اصلًا چيزى حاصل نشده است ؛ به اين معنا كه با فقدان يك جزء ، در برابر اجزاى باقى مانده نيز ، تسليم وجود نداشته است ؛ زيرا فرض اين است كه « نماز » ، نام خاصّ آن مجموعه بدون فزونى و كاستى است ، بهگونهاى كه بقيهء اجزاى آن در صورت حذف يكى از اجزاء ، ديگر آن مجموعهء مورد نظر نيست ، چرا كه همهء آن اجزاء در يك مجموعهء واحد [ به انضمام يكديگر ] مطلوبيت دارند .
مطلوبيت ايمان و اسلام نيز - كه مجموعهء همان عقايد و اعمال است - بايد به همان صورتى كه مطلوبيت دارد مورد توجّه قرار گيرد ؛ يعنى اگر يكى از آنها كم يا زياد شد ، اصلًا تسليمى صورت نگرفته است ؛ « 2 » زيرا آن واحد خاصِّ مطلوب به دست نيامده و تسليم در برابر همهء اجزاء بىكم و كاست صورت نگرفته است .
بنابراين ، مجموعهء اعتقاد دينى و ايمانى هرگز تجزيه پذير نيست و مسألهء ايمان و اسلام امرى داير ميان وجود و عدم است ؛ به عبارت روشنتر ؛ امر ايمان داير است ميان ايمان به كل و يا كفر و نفى كل .
هامش
( 1 ) . نقل به مضمون قسمتى از روايتى است كه ابن ابىليلى از پدرش و او از امام صادق عليه السلام روايت كرده است . براى تفصيل بيشتر . ر . ك : كلينى ، اصول كافى ، ج 1 ، ص 181
( 2 ) . عملى كه انجام گرفته يك پديدهء گم شده و سرگردان است و در فرهنگ قرآن از چنين اعمالى به « هباءً منثوراً » تعبير شده است . ( ويراستار )