مىكند به هر وسيلهاى خود را از آن خلأ رهايى بخشد . روى همين احساس است كه انسان در مقابل هر كمالى خاضع مىشود ؛ چه آن كمال علم و دانش باشد و يا قدرت بدنى و يا جهات ديگر .
انبيا عليهم السلام به مدد و تعليم حق متعال از اين غريزهء خدادادى بشر در تربيت جامعه بشرى و رساندن آن به كمال خود استفاده نموده و همسان با جذبهء فطرى بشر ، آنان را به طرف كمال مطلق كه ذات ربوبى است فراخواندهاند .
ازاينرو وقتى انسان به كمالى پى برد و مظاهر آن را مشاهده نمود ، بالطبع با كشش فطرى به سوى آن كمال جذب خواهد شد .
البته دعوت انبيا از ويژگى خاصى برخوردار است . چنان كه در مباحث گذشته گفته شد در معرفى خداى متعال به صرف بيان مفاهيم عقلى اكتفا نمىنمايند ؛ بلكه صميمانه دست بشر را گرفته و او را وارد نمايشگاه عظيم خلقت مىكنند و يكايك مظاهر قدرت و حكمت و در عينحال رحمت را به او نشان مىدهند .
قرآن كريم از آغاز تا پايان ، همهء سازندگى و پايندگى خود را بر محور شناساندن خدا و اسما و صفات ذات قدس او قرار داده . اگر كسى با دقت ، تتبعى در آيات اين كتاب الهى بنمايد خلاصهء اصول و فروع دين را بر محور معرفى خدا و اسما و صفاتش خواهد يافت .
بىنيازى ، يكى از اسماى حسناى خدا
شريكة القرآن عليها السلام در اين جملهء مِن غَيرِ حاجَةٍ إلى تَكوينِها . . . بىنيازى ذات مقدس احديت را ، چه از اصل خلقت جهان و چه از خصوصيت