وجود دو « من » در انسان
روانشناسان اسلامى به نور اسلام به اين حقيقت پى بردهاند كه هر انسانى غير از « من » ظاهرى ، « من » ديگرى در وجودش مستتر است و او را خواست و نوايى ديگر بوده و متصل به آن سو مىباشد .
دو دهان داريم گويا همچو نى * يك دهان پنهانست در لبهاى وى
يك دهان نالان شده سوى شما * هاى وهويى درفكنده در سما
چنان كه روانكاوان پى بردهاند ، در پس اين پردهء « مَن » ظاهر « مَن » باطن وجود دارد . اما اختلاف دارند كه آيا « مَن » باطن اصالت دارد و يا همين « مَن » ظاهرى است كه به باطن گريخته و « مَن » باطن را تشكيل داده است .
برخى به اصالت شعور باطن اعتقاد دارند و در سرشت انسان شعور مذهبى را اصيل و مستقل مىدانند و اين درك سرشتى در انسان موجود است .
نهايت اين كه تقليد از جامعه و محيط ، روى اين فطرت اصيل پرده مىكشد .
چنان كه در اثر سانحهاى آن پرده از سيماى فطرت بر طرف مىشود و آينه صاف فطرت نمودار مىگردد .
نظم در موجودات جهان
متن : و أنار في التَفكُّرِ معقولَها .
شرح : در جملهء سابق با عبارت كوتاه اشاره كرد كه قلبها فطرتاً به خدا