تفسير روشن كردن مدلول اولى از مراد متكلم است و تأويل ، بيان حقيقت مراد است . مثلًا تفسير آيهء « إِنَّ رَبَّك لَبِالْمِرْصادِ » آن است كه « مرصاد » بر وزن مفعال از « رصد » گرفته شده كه به معناى مراقبت نمودن مىباشد . اما تأويل عبارت است از بر حذر داشتن از سبك شمردن امر خدا و غفلت از فرمان الهى .
در اينجا مىبينيم مفاهيم و معانى جمله را تأويل دانستهاند . ولى با تتبع و تأمل در استعمال اين كلمه در قرآن كريم چنين به دست مىآيد كه تأويل از مقوله مفاهيمى نيست كه با الفاظ فهمانده شود ؛ بلكه تأويل از سنخ وجودات خارجى است و روح معنا كه همان « اوْل » است با قضيه خارجى ارتباط داشته و منطبق بر آن است . موارد استعمال اين كلمه را در سورهء يوسف عليه السلام مورد دقت قرار مىدهيم : « وَكَذ لِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الأَحادِيثِ » ؛ « 1 » همچنان پروردگارت تو را انتخاب مىكند و برمىگزيند و تأويل احاديث را به تو ياد مىدهد .
مراد از تأويل احاديث ، رؤيا مىباشد ؛ زيرا رؤيا صورتهايى است كه در خارج از عالم خواب ، در بيدارى واقع مىشود .
از جملهء مواردى كه بر حسب تعليم الهى يوسف عليه السلام از آنها آگاهى يافت داستان تعبير رؤياى دو رفيق زندانى خود بود :
يكى از آن دو گفت : من خواب ديدم شراب مىفشارم . ديگرى گفت :
من ديدم بر بالاى سرم نانى را مىبرم و مرغ از آن مىخورد . ما را از
هامش
( 1 ) . يوسف ، آيهء 6 . .