بنابراين دارا بودن حد و اين كه كمال ديگرى را ندارد تشكيلدهندهء وحدت عددى است . ناچار بايد ذات احديت كه همهء كمال است منزه از اين وحدت باشد .
خداى متعال وجودى است منزه از آميختگى با هرگونه حد و عدم و حقى است ، و هرگز بطلان عارضش نمىگردد . زنده و جاويدانى است كه منزه از آفت و هرگونه نيستى است . عليمى متعال و منزه از جهل است . قادرى است كه عجز بر او غلبه ندارد . مالكى است كه نمىتوان به ساحت بىكران ملكش رسيد . عزيزى است كه ذلت را بر او راهى نيست . خلاصه ، ذات احديت داراى صِرف هر كمال و خالص هر جمالِ ثابت است و گرنه مقهوريت و محدوديت در يك جهت لازم مىآيد .
كلمهء توحيد : تأويل اخلاص
متن : كَلِمَةٌ جُعِلَ الإخلاصُ تَأوِيلَها وَ ضُمِّنَ القُلُوبُ مَوصُولَها وَ أنارَ في التَّفَكُّرِ مَعقُولُها .
شرح : در فراز اوّل دو مطلب بايد روشن شود : مراد از تأويل چيست ؟
چگونه اخلاص ، تأويل كلمهء توحيد است ؟
1 . مراد از تأويل
مفسّرين در معناى تأويل اختلاف نمودهاند . خلاصهء اكثر گفتار آنها اين است :