روح ستايش استتا انسان نيكويىها و نعمتهاى بيرون از محدودهء خود را درك نموده و نشانههاى كمال و جمال ابديت را در اين ببيند و گرنه همواره بايد در تنگناى وجود خويش بماند .
با صد هزار جلوه برون آمدى كه من * با صد هزار ديده تماشا كنم تو را
مراتب شكر
شكر و سپاسگزارى مانند ساير مراتب اخلاقى سه مرحله دارد : علم ، حال و عمل . علم موجب ايجاد حال و حال نيز سبب عمل مىگردد . از اين بيان روشن مىشود كه شكر در هر سه مرحله محقق مىشود . مرحلهء اوّل :
در علم بايد سه چيز روشن شود : 1 . خود نعمت و چگونگى آن ؛ 2 . علم به منعم و صفات او كه با آن احسان و انعام از منعم صادر مىگردد ؛ 3 . منعَمٌ عليه ، محل نعمت و احسان . مسلماً اين سه چيز در غير ذات بارى تعالى است اما فهميدن و يافتن اين معنا كه هر چه هست از اوست ، در او مىباشد . « وَما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ » .
مرحلهء دوم : وقتى كه آدمى پى برد اصل نعمت از كجاست طبعاً حال و عاطفهاى ممزوج يعنى محبت و شادمانىاى توأم با خضوع در برابر بخشنده پديدار مىشود .
اما شادمانى اصلًا به شكر ارتباطى ندارد ، زيرا شادمانى فقط براى آن است كه مالى را به دست آورد و گرنه توجهى به منعم نيست . حال اگر كسى از نعمتى بدان جهت خوشحال شد كه لذيذ و مطابق سليقه و ميل اوست ،