رواسى : جمع راسيه ، كوه محكم و استوار .
طبين : حاذق ، زيرك ، دانا به همه چيز .
نَقَمُوا : از مادهء نقم ، به معناى ناخشنودى و نارضايتى و خصومت داشتن و بد گفتن .
نَكِير : اسم مصدر از انكار و يا تنكّر است ، و تنكّر ، يعنى از حال سرور به حال غم و غصه درآمدن . و هر دو احتمال در اين كلمه درست است ، ولى اولى ( انكار ) روشنتر است ؛ چه اينكه انكار سيف ، يعنى شمشير على براى تغيير ( انكار ) منكرات بود .
حَتْف : به معناى مرگ و موت ، و قلة مبالاته لحتفه ؛ يعنى بىباكى در برابر مرگ ، و از مرگ نترسيدن .
و شِدّة وطْأتِهِ : با پا به زمين كوبيدن ، يعنى سر سختى و ايستادگى در مواضع خود و عدم انعطاف .
نَكال : عقوبت كردن كسى براى عبرت ديگران .
وَقْعَتِه : لفظ مفرد از الْوَقْع به معناى ضربه زدن ، جملهء « نكال وقعته » يعنى ضربهء سخت و عبرتانگيز .
تنمّرة : تنمّر الرجل ؛ خشم و بد خلقى كرد ، همچون پلنگ با غرش تهديد كرد . اين جمله يعنى خشم و غضب او فقط براى خدا بود .
محجَّة : وسط راه ، از آن جهت به آن محجة مىگويند كه وسط راه مورد قصد و توجه انسان است .
لائحة : روشن .
سُجُحاً : به ضم اوّل و ثانى ، سهل و آسان .
حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى) — صفحة 358
مساهمون: عز الدين حسينى زنجانى
ص٣٥٨