از اين فراز معلوم مىشود كه كار سقيفه به رسوايى كشيده بود تا جايى كه بزرگان مهاجرين بنا گذاشتهاند انتخاب اوّلى را لغو نموده و دست به تشكيل شوراى ديگرى بزنند كه در آن فقط مهاجرين هستند .
خلاصه ، بر فرض ثبوت روايت ، « 1 » موضوع خلافت به اتفاق آرا نبوده و خليفه در اين مورد مرتكب كذب شده و در اين جريان جز توطئه ، تحميل و زور ، امر ديگرى دخالت نداشته است .
* * * * *
هامش
( 1 ) درسند اين روايت فقط احمدبن عبدالله ميمون تغلبى بنا به گفته ابن حجر زاهد و ثقه است ولى بقيهء رجال سند ، مهمل و يا مجهول هستند ( پاورقى خصال ، ج 2 ، ص 548 .