هدأت : آرامش پيدا كرد .
الهرج : فتنه .
استوسق : نظم يافت .
نَكَثَ : نقض كرد .
قد أَرى : « رؤيت » ، در اينجا به معناى علم است ، مىدانم .
أَخْلَدْتُمْ : از « خلود » ، ركونكردن و مايل شدن ، ميل شديد .
خَفض : آسايش زندگى .
دعة : راحت و آرامش .
دسع : بيرون انداختن نشخوار توسط شتر .
مجّ : ريختن .
وعيتم : از « وعا » ، ظرف . « وعيتم » يعنى آنچه را كه حفظ كرده بوديد به بيرونريختيد .
تسوّغتم : از « ساغ الشراب » ، به سهولت و آسانى نوشيديد .
فيض : كثرت آب و جريان آن . مراد از « فيضة » در اين جا عدم تاب و توان نفس در ضبط و نگاهدارى اسرار است .
نَفَث : فُوتكردن بدون آب دهان .
نفثة المصدور : آه كشيدن از درد سينه .
خَوْر : ضعف و سستى .
قنا : نيزه . شايد مراد از « خور القنا » ضعف نفس در مقابل سختىها و يا دريغكردن از نصرت و يا سستى نشان دادن در برابر دشمن باشد .
بثّة : نشر و اظهار ، غمى كه انسان توانايى كتمان آن را ندارد و اظهار
حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى) — صفحة 302
مساهمون: عز الدين حسينى زنجانى
ص٣٠٢