مرد ، را قطع نماييد تا كيفر آنچه را كه با عمل خود به دست آوردند ببينند و عقوبت الهى را بچشند ؛ چه اين كه خدا قادر و حكيم است .
دستى كه واجد امانت و عفت شد ارزش بسيار بالايى دارد اما وقتى كه خيانت كرد ديگر كرامت و ارزشى ندارد ، چه اين كه از حدود خود تجاوز نموده است .
ابوالعلا معرّى فلسفهء اين حكم قرآنى را بدينسان از سيد مرتضى قدس سره سؤال مىكند :
دستى كه پانصد دينار طلا ديه آن است چرا به خاطر يك چهارم دينار بايد بريده شود ؟
سيد مرتضى قدس سره چنين جواب مىدهد :
آنچه كه به دست عزت بخشيده امانت است و ذلت خيانت است كه آن را از ارزش انداخته پس حكمت الهى را بدان . « 1 »
شرايط قطع دست دزد
سرقت ، عفت را از دست سلب مىكند و ترك سرقت موجب بقا و عظمت و امانت مىگردد . به مناسبت ، مطالبى در اين باب مطرح مىشود :
1 . اگر دزد نزد حاكم شرع دو مرتبه اقرار به دزدى كرد و يا دو شاهد ، عادلشهادت دادند بايد چهار انگشتِ دست راست او را بريد و انگشت ابهام را باقى گذاشت .
هامش
( 1 ) . فاطمة الزهراء ، من المهد الى اللحد ، ص 408 . .