در خلقت رحمان عدم تناسب نمىبينى . پس با دقت به جهان هستى نظر كن . آيا جدايى و از هم پاشيدگىاى در ميان آنها مىبينى ؟
باز مكرر نظر كن ديدهات در مقابل اين عظمت ، خسته مىشود و در خود ، احساس حقارت مىكنى .
با دقت در اين آيه ، اصولى كه حاكم بر جهان خلقت است فهميده مىشود :
1 . اصل وحدت كه تمام موجودات را شامل مىشود و هيچ پديدهاى دراين عالم از ديگرى جدا نيست و اجزاى جهان چون حلقههاى زنجير ، به هم مرتبط و مكمل يكديگر است .
2 . نقطهء جوششها كه ذات لايتغيرى است ( در اصطلاح قرآن از آن به « صمد » يعنىميان پر ، تعبير شده ) بايد يكى باشد و گرنه خلل در نظام و ارتباط موجودات پيدا مىشود . چنان كه اعضاى پيكر انسان با وجود اختلاف و امتياز در كمال ارتباط با يكديگرند و از هم نفع مىبرند . اين خود دليلى است بر اين كه در ماوراى ايناعضا ، مُبدع و نيروى واحدى مانعِ از هم گسستگى اعضاى انسان است . ارتباط و عدم انشقاق در كل هستى نيز نشانگر مدبّر واحدى است كه تمام موجوات هستى را نگه داشته و اداره مىكند . اگر مدبر ديگرى بود مسلماً اثر آن ممتاز بود و قهراً اين ارتباط موجود به هم مىخورد . اينجاست كه خداى متعال مىفرمايد :
« إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَلَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ سُبْحانَ اللَّهِ عَمّا يَصِفُونَ » ؛ « 1 » در اين هنگام در فرض ( جدايى صنع و صنعت ) هر خدايى به سوى
هامش
( 1 ) . مؤمنون ، آيهء 91 . .