اينك ما همانند قرآن كريم براى توضيح و كشف ابهامِ « بُهَم » كه بانوى عصمت و طهارت عليها السلام بر آن تكيه مىكند ، به شرح حقيقت انسان پرداخته و ابعادى را كه قرآن كريم به وسيلهء حضرت آدم عليه السلام در فرزندان آن حضرت نشان مىدهد مورد توجه قرار مىدهيم .
قرآن مرتبهء آدمى را برتر از همهء موجودات معرفى مىكند . به تصريح قرآن آدمى از دو بعد متضاد تركيب يافته : اوّل بُعد « حَماٍ مَسْنُونٍ » ( گل تيره رنگ متعفن ) .
دوم ، بُعد « وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِى » ( از روح خود در او دميدم ) . خلقت آدمى از تركيب اين دو بعد متضاد تشكيل يافته و بايد هر دو بعد در حوزهء وجودى انسان اشباع شود بهگونهاى كه هيچ كدام از آن دو بر ديگرى چيره نگردد . اصولًا كمال انسان در آميزش اين دو بعد است و اگر يكى از آن دو با نسبت خاص از بين برود ديگر آن حقيقت وجود نخواهد داشت .
هماهنگى در اشباع اين دو عنصر به قدرى براى استوارى آدم دقيق و ظريف و مهم است كه فقط دست قدرت آفريدگارى كه او را آفريده مىتواند برنامهاى طرح كند كه هر دو بُعد بدون غلبه يكى از دو بعد ، اشباع شده و حقيقت آدمى پايدار بماند . « وَكَذ لِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً » ؛ « 1 » بدينسان ما شما را امت وسط قرار داديم .
وجود هر دو قوهء فجور و تقوا در تسويه و خلقت موزون لازم است .
همين دو حال منشأ ارتباط دو عامل خارجى ، شيطان و مَلك ، با انسان
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 43 . .