تكذيب كند و آنگاه دلش به اين تكذيب آرامش يابد ؟
قرآن از قول پيامبران ديگر نيز اين چنين نقل مىكند . بدين ترتيب اگر خبرى نبود و گفتههاى آنان بر خلاف واقع بود هرگز خودشان آنچنان بيمناك نمىبودند . بدين سان نمىتواند از راه اوّل چارهسازى نمود و آسوده خاطر شد . پس جز از راه دوم نمىتوان ايمنى يافت . به حكم عقل بايد تحصيل تأمين كرد . عقل حكم مىكند از همان راهى كه خطر احساس مىشود بايد از همان راه نيز جلوى خطر را گرفت ؛ زيرا فقط تأمين كسى كه خطر را پيشبينى نموده مىتواند از خطر رهايى بخشد .
حقيقت انسان در قرآن
قرآن در بيان حقايق شيوهء كلىگويى را كه موجب ابهام مىشود ، به كار نبرده بلكه در ضمن مثال با باز نمودن ابعاد و مشخصات در يك فرد ، حقيقت را بيان مىفرمايد و جهات مختلف آن را مورد توجه قرار داده و در چند مورد به مناسبتى يكى از آن جهات را شرح مىدهد . چه بسا ابتدا تصور شود كه داستانهاى قرآن تكرارى است ولى با دقت و تعمق معلوم مىشود كه قرآن كريم در هر مورد ، يكى از آن جهات مختلف را مورد بررسى قرار داده است .